
این باور که هرکسی چنان است که در درون خود فکر میکند انسان دقیقا همان است که می اندیشد و شخصیتش بر اساس مجموعه افکار کوچک و بزرگ او شکل گرفته همینطور که گیاه از بذر خود جوانه میزند وبدون آن نمیتواند . انسان هم به همین شکل هرفکری را به سر راه میدهد با توجه به آن اندیشه آن را بارور میکند و شکوفا میشود در نتیجه افکاری که در زندگی مان ساختیم چه خوب و چه بد ما را به کنترل خود در می آورند
عمل انسان شکوفه ی یک اندیشه است . شادی و رنج بردن نیز میوه های آن هستند . بنابراین بشر میوه های تلخ و شیرین خود را برداشت میکند افکار درون ما کم کم دنیای درون ما را خلق میکنند چیزی که الان هستیم با اندیشه های ما ساخته و پرداخته شده
پس برای هرگونه تغییر باید افکارمان را تغییر دهیم یعنی بذری درون مان بکاریم و آن را آگاهانه رشد دهیم مهم نیست که آن فکر جدید چقدر به واقعیت فعلی مان نزدیک است مهم است بدانید که افکار و اعتقادات فعلی شما هم قبلا در درون شما وجود نداشتند و کم کم توسط خودتان تثبیت شده اند
اما آیا میشود آگاهانه فکر بکری را که با درون ما هم خوانی ندارد در ذهن خود بکاریم ؟؟ قطعا خیر !! زمانی ذهن ما باور جدیدی را میپذیرد که با درون ما هماهنگی داشته باشد یعنی اگر در مورد یک چیز خاص منفی مینگریم به یک باره نمیتوانیم مخالف ان را به درونمان راه دهیم
دقیقا به همین علت است که برای تغییر کردن به مشکل میخوریم ولی راهی که میتوانید انجام دهید این است هر فکر را که مخالف با درون شماست به صورت یک بازی درآورید یعنی در قوه تخیل خود ان را تجسم کنید و هر زمان که احساس بدی پیدا کردید آن را رها کنید و دوباره روز بعد یا چند روز بعد آن را تجسم کنید . برای بیشتر تغییرات زندگی میتوانید از ای روش استفاده کنید . بخش از صحبت های جیمز آلن
با تهیه اشتراک ویژه، به تمام ویدیوها، پادکستها و کتابهای صوتی به صورت نامحدود دسترسی داشته باشید.
خرید اشتراک ویژه