زندگینامه آنتون چخوف نویسنده برتر تمامی عصر ها + لیست آثار

آنتوان چخوف با نام کامل آنتون پاولویچ چخوف یک پزشک، کمدین، نویسنده ای محبوب و مشهور اهل روسیه است.

او مدت زمان کوتاهی را زندگی کرد (44 سال) ولی در همین زمان کوتاه، بسیار پرکار بود. 700 اثر ادبی که اکثریت آن را داستان های کوتاه و نمایشنامه ها تشکیل می دهد.

از وی به عنوان مهم ترین داستان کوتاه نویس همه عصرها یاد می شود.

در این بخش از زندگینامه افراد موفق قصد داریم زندگینامه آنتوان چخوف را مورد بررسی قرار دهیم، پس در ادامه با ما در سایت جادوی باور همراه باشید.

تولد و کودکی آنتون چخوف

جوانی آنتون چخوف

آنتون چخوف (Anton Chekhov) زاده شهر تاگانروگ که شهری جنوب کشور روسیه در 29 ژانویه 1860 میلادی (9 بهمن 1238 شمسی) می باشد.

در واقع وی در ساحل دریای آزوف در شمال قفقاز چشم به جهان گشود. پدر بزرگش استاندار شهر وارنشسکایا بود.

پدر وی فردی مذهبی بود که اغلب اوقات فرزندان خود را با تنبیه های بدنی مواجه می کرد. شغل وی خوار و بار فروشی بود، او برای گذراندن وقت خود، گوش دادن به موسیقی را انتخاب میکرد. اغلب وقت پدر آنتون چخوف با حضور در مغازه سپری می شد.

از خصوصیات اخلاقی وی می توان به فردی پرخاشگر اشاره کرده که نمونه ای از این پرخاش، تنبیه فرزندانش با شدت بالا بوده است. پدر وی آن چنان قوانین سختیگرانه ای را در خانه اعمال می کرد که باعث می شد تا فرزندان علاقه ای به حضور در خانه نداشته باشند و از خانه فراری باشند.

آنتون چخوف از بین پنج پسر خانواده، دومین فرزند خانواده بود. از جمله قوانین حاکم بر این خانواده، می توان به حضور اجباری در روز های یکشنبه در کلیسا اشاره نمود.

ورشکستگی و فرار از روسیه

آنتوان چخوف و پدرش

حدود سال 1876 میلادی (1255 شمسی)، پدر او در اداره کردن مغازه خواربار فروشی با مشکل مواجه شد به گونه ای که طلبکاران زیادی را به دنبال خود داشت.

بنابراین خانواده چخوف برای این که از دست طلبکاران فرار کنند، به صورت مخفیانه شهر خود را به مقصد شهر مسکو ترک کردند.

اما آنتون به همراه خانواده خود نرفت و در تاگانروگ ماند تا مقطع دبیرستان تحصیل او، پایان پذیرد.

دلیل اصلی ورشکستگی پدر آنتوان این بود که سود حاصل از مغازه اش را صرف امورات مرتبط با موسیقی می کرد و این گونه باعث شد تا خانواده اش در تنگنا قرار گیرند.

آنتون چخوف که در اواخر تحصیلش در تئاتر فعالیت هنری آغاز نمود، اولین نمایشنامه اش را که “بی پدری” نام داشت را نگارش کرد.

او پس از این موفقیت تصمیم گرفت تا از دومین نمایشنامه تئاتری اش که آواز مرغ بی دلیل نام داشت، رونمایی کند. این نمایشنامه ژانری کمدی داشت.

آنتون چخوف که تحصیلات ابتدایی خود را تمام کرد. به واسطه رفت و آمد برادر بزرگش که آلکساندر پاولویچ چخوف که دانشجوی دانشگاه مسکو در رشته علوم طبیعی بود، چندین مجله رسمی و غیر رسمی و همچنین دست نویس هایی که خود می نوشت را به برادرش می داد تا با خود به مسکو ببرد.

آلکساندر با انتشار آنان در دفتر روزنامه های واقع در سن پترزبورگ و مسکو، مشارکت خوبی را در این زمینه داشتند.

پس از پایان تحصیلات آنتون چخوف، او به روسیه سفر کرد تا به خانواده اش ملحق شود.

او در سال 1879 میلادی (1258 شمسی) این سفر را انجام داد. آنتون چخوف که در مسکو ساکن شد، در دانشگاه این شهر رشته پزشکی را برای تحصیل انتخاب کرد زیرا که از بچگی وی به علم پزشکی علاقه داشت.

آنتون چخوف شروع به نوشتن

آنتوان چخوف در حال نوشتن

سال 1880 میلادی (1259 شمسی) آنتوان چخوف تحصیلات خود را در دانشگاه پزشکی مسکو شروع کرد.

در همان زمان مطالب نوشتاری او چاپ گردید که به اطلاح این سال را به عنوان تاریخی بر می شمارند که چخوف نویسندگی را آغاز نموده است.

بنا بر گفته آنتون، اولین نوشته وی در ماه های آوریل یا مارس در دراگون فلای که نشریه ای روسیه ای بود، منتشر شد. این نوشته بین 10 الی 15 سطر بوده است.

این نوشته موضوع اش داستان کوتاهی بوده است که “نامه ی ستپان ولادیمیریچ ان” نام داشت.

علاوه بر نویسندگی، علاقه آنتون چخوف به پزشکی باعث شد تا در کنار نویسندگی به این رشته نیز بپردازد.

آنتون چخوف با توجه به استعدادی که در نویسندگی داشت، از موضوعات و سبک های مختلفی از نوشتن در قالب های مختلف اعم از طنز و داستانی استفاده می نمود.

درآمد حاصل از این نوشته ها صرف تامین مخارج خانواده خود مخصوصا مادرش می کرد.

تا اینکه در سال 1884 میلادی (اواخر 1262 شمسی) موفق شد تا تحصیل خود را در رشته پزشکی به پایان برساند.

پس از اتمام دوران تحصیل، در شهر های حومه مسکو، طبابت انجام می داد.

اغلب فعالیت های پزشکی وی به شهری به نام واسکرسنسک برمی گردد.

از جمله آثار  داستانی آنتون چخوف می توان به پس از فارغ التحصیلی وی اشاره کرد که “قصه های ملپامن” نام داشت.

گفتنی است که علائمی از بیماری خطرناک و کشنده سل در آنتوان چخوف در سن 24 سالگی وی پدیدار شد.

از جمله این نشانه ها می توان به خلط های خونی اشاره نمود.

حرفه ای در نویسندگی

کتاب صوتی آرزوی تو دستور توست اثر کوین ترودو

پس از اخذ مدرک دانشگاهی توسط آنتون چخوف، وی به طور خیلی جدی تر نویسندگی را دنبال کرد.

او تمرکز خود را صرف نمایشنامه نویسی و داستان نویسی می نمود که باعث شد اولین همکاری آنتون چخوف با دفتر روزنامه پتربورگ شکل گیرد.

این شراکت موجب شد تا اولین اثر مشترک آنتون چخوف به نام جاده بزرگ ساخته شود اما این نمایشنامه به دلیل دخالت کمیته سانسور، بر روی صحنه نرفت.

در سال 1886 میلادی (اواخر 1264 شمسی) مجموعه ای به نام “داستان های گل باقالی” توسط وی ساخته شد و به نوعی به شهرت نزدیک شد.

چند ماه بعد او با سردبیر روزنامه عصر جدید که آ. سوؤربن نام داشت، آشنا شد.

داستان هایی چون مراسم تدفین، دشمنو و… از روزنامه عصر جدید منتشر شد که اسم نویسنده در این داستان ها، چخوف نام گذاری شد.

همزمان با پیشرفت حرفه، بیماری سل آنتوان نیز شدید. او بارها توسط پزشکان مورد معاینه قرار گرفت اما هرگز درمان نشد.

طی بازه زمانی که آنتون چخوف با بیماری اش می جنگید، چندین آثار درخشان که به سال 1886 میلادی (1265 شمسی) باز می گردد، منتشر کرد.

از جمله این آثار می توان به مجموعه “گرگ و میش” اشاره نمود.

اما نمایشنامه ای که وی با نام “ایوانف” بر روی صحنه اجرا کرد، با استقبال خوبی همراه نبود تا ایوانف آخرین خلقی باشد که آنتون چخوف قبل از مرگش آن را ساخته است.

زندگی شخصی آنتون چخوف

خانواده آنتوان چخوف

آنتون چخوف در سال 1901 میلادی (اواخر 1279 شمسی) با بازیگری از کشور روسیه که اولگا لئوناردوفنا کنیپر نام داشت، ازدواج کرد. ا

ولگا کنیپر در 21 سپتامبر 1868 میلادی (31 شهریور 1247 شمسی) در گلازوف در جمهوری اودمورتیا به دنیا آمد.

او که اصالتی روسیه ای و آلمانی تبار داشت، پس از مرگ آنتون چخوف، در چاپ آثار وی نقش بسزایی داشت که باعث شد تا شهرت آنتوان چخوف بین المللی شود.

اولگا کنیپر هرگز نتوانست از آنتون چخوف صاحب فرزند شود و به واسطه علاقه ای که به آنتوان چخوف داشت، پس از مرگ وی دیگر ازدواج ننمود.

اولگا کنیپر در سال 22 مارس 1959 میلادی (1 فروردین 1338 شمسی) در شهر مسکو در اتحاد شوروی درگذشت.

مرگ آنتون چخوف

در 16 ژوئن 1904 میلادی (25 تیر 1283 شمسی)، آنتون چخوف به همراه همسرش اولگا، به شهر بادن وایلر واقع در آلمان سفر می کند تا حال روحی اش ناشی از پیشرفت بیماری بهبود یابد.

او بارها در این شهر به تفریحگاه ها و مناطق خوش آب و هوا می رفت.

این سفر برای آنتون برای مقطعی خوب بود به طوری که از پیشرفت بیماری جلوگیری شده بود اما این بهبودی دوام زیادی نداشت. بیماری دوباره سراغ وی آمد و روز به روز حال آنتون وخیم تر می شد.

اولگا کنیپر از آخرین روز های آنتوان چخوف این گونه شرخ داده است که شامگاه 15 ژوئیه 1904 میلادی (24 تیر 1283 شمسی) آنتوان چخوف حالش وخیم می شود و اولگا فورا برای یافتن پزشک خانواده شان که دکتر شورر نام داشت، به بیرون می رود و پس از گذشت دقایقی به خانه می رسد.

دکتر سرنگ را برای تزریق کامفور آماده می کند و آنتون از اولگا یک شامپاین درخواست می کند.

پس از آماده سازی شامپاین و نوشیدن آن توسط آنتون، آنتون با لحنی غم آلود به اولگا می گوید که تا به حال چنین شامپاینی نخورده است و چشمانش به طور آهسته برای همیشه بر روی هم بسته می شود.

پیکر آنتون چخوف پس از یک هفته از آلمان به شهر مسکو انتقال می یابد.

در زمان خاکسپاری آنتون، خیابان ها مملو از جمعیت بوده است و چهره های مهم سیاست و نویسنده از جمله ماکسیم گورکی در این تشییع جنازه حضور داشته اند.

نهایتا پیکر آنتوان چخوف در گورستان نووودویچی به خاک سپرده شد.

لیست آثار آنتون چخوف

آنتوان چخوف و همسرش

آنتون چخوف در طول زندگانی اش آثار زیادی را با عنوان داستان کوتاه، داستان بلند و نمایشنامه خلق کرده است که برجسته ترین آنان:

داستان های کوتاه:

  • از دفترچه خاطرات یک دوشیزه در سال 1883 میلادی (1262 شمسی)
  • بوقلمون سفید در سال 1884 میلادی (1263 شمسی)
  • کاشتانکا در سال 1887 میلادی (1266 شمسی)
  • نشان شیر و خورشید در سال 1887 میلادی (1266 شمسی)
  • بانو با سگ ملوس 1889 میلادی (1268 شمسی)
  • شرط بندی 1889 میلادی (1268 شمسی)

داستان های بلند:

  • دکتر مریض
  • داستان ملال انگیز

نمایشنامه ها:

  • بی پدری
  • ایوانف
  • خرس
  • عروسی
  • سه خواهر
  • مرغ دریایی
  • دایی وانیا
  • باغ آلبالو
  • در جاده بزرگ
  • خواستگاری
  • آواز غو
  • تاتیانا رپینا

سبک های مورد استفاده شده

آنتوان چخوف محوریت کلی آثار داستانی اش را بنا بر موارد زیر می توان تقسیم بندی کرد:

  • داستان های کوتاهی که بدون پیرنگ هستند.
  • خلاصه گویی و ایجاز در نوشتار
  • الهام گرفتن از “گی دوموپاسان” که نویسنده ای فرانسوی بوده است.
  • عدم استفاده از نگاه های فرمالیستی رایج بین نویسندگان آن زمان و داشتن دیدگاهی رئالیسمی به جهان اطراف
  • تصویرپردازی در داستان، ملهم از طبیعت
  • داشتن مقدمه ای کوتاه برای آغاز داستان

🌟 محتوای ویژه

برای دسترسی به محتوای تخصصی‌تر و کامل‌تر روی دکمه‌های زیر کلیک کنید:

✨ دسترسی نامحدود • پشتیبانی اختصاصی • به‌روزرسانی دائمی

💬 دیدگاه‌ها

اشتراک در
اطلاع از

3 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین