نظریه ۸ گانه اریک اریکسون در روانشناسی

اریک اریکسون نظریه 8 گانه او در روانشناسی

مشخصات محتوا

نام مربی:جادوی باور
موضوع:نظریه اریک اریکسون
زبان:فارسی
فرمت محتوا:data

اطلاعات محتوا

نویسنده : جادوی باور

بروزرسانی : ۱۳۹۸/۱۲/۲۰

بازدید : 1,875

تعداد نظرات :بدون نظر


توضیحات

اریک اریکسون و داستان زندگی این روانشناس آمریکایی را مطالعه کنید

 

 اریک اریکسون

 اریک اریکسون

اریک اریکسون در ۱۵ جون ۱۹۰۲ در فرانکفورت متولد شد و در سن ۹۲ سالگی و در تاریخ ۱۲ می ۱۹۹۴ از دنیا رفت.

اریک پدرش دانمارکی بود و قبل از تولد او خانواده ‌اش را ترک کرد و مادر کلیمی ‌اش بعدا با دکتر تئودور هامبرگر ازدواج کرد.

 

اریکسون هویت

 

علاقه اریک اریکسون  به “هویت” از همان اولین تجربه‌ های شخصی او در دوران مدرسه شروع شد. از طرفی بچه ‌های مدرسه او را به دلیل قد بلند، چشمان آبی و موی بلند مسخره می‌ کردند و او را “شمالی” خطاب می ‌کردند و طرف دیگر، به دلیل سابقه کلیمی بودنش، از جانب دیگران طرد شده بود.

اریکسون بعد از مسافرت‌ های زیادی که در اروپا کرد به مطالعه روانکاوی نزد آنا فروید پرداخت و از انجمن روانکاوی وین گواهی ‌نامه دریافت کرد. اریکسون در سال ۱۹۳۳ به آمریکا رفت و پیشنهاد تدریس در دانشکده پزشکی هاروارد را اخذ کرد. به علاوه در این زمان او به صورت خصوصی نیز به روانکاوی کودکان مشغول بود.

پس از گذشت این دوره از زندگی، اریکسون در دانشگاه کالیفرنیا در برکلی، دانشگاه ییل، مرکز روانکاوی سانفرانسیسکو و مرکز مطالعات پیشرفته علوم رفتاری نیز به تدریس پرداخت. اریکسون کتاب های روانشناسی زیادی انتشار داده است که در این بین کتاب “حقیقت گاندی” او برنده جایزه معتبر پولیتزر شد.
اریک مدت زمان زیادی را به مطالعه زندگی فرهنگی بومیان داکوتای جنوبی و شمال کالیفرنیا مشغول بود.

 

اریک اریکسون از دانش کسب شده خود در زمینه تاثیرات اجتماعی، محیطی و فرهنگی، در توسعه نظریه روانکاوی خودش بهره گرفت. این در حالی بود که نظریه فروید بر جنبه ‌های روانی/جنسی رشد تمرکز دارد، افزوده ‌های اریکسون در مورد عوامل موثر دیگر، به تعمیق و گسترش نظریه روانکاوی کمک بسیاری داشته است. ضمنا او سهم حائز اهمیتی در درک امروزی ما از چگونگی شکل ‌گیری و رشد شخصیت در طول دوره زندگی دارد.

نظریه اریک اریکسون در خصوص رشد بزرگسالی

نظریه اریک اریکسون در خصوص رشد بزرگسالی

 

رشد آدمی با رسیدن به بلوغ تمام نمیشود، بلکه جریانی است پی در پی و از تولد تا بزرگسالی و حتی پیری را شامل میشود. تغییرات بدنی اغلب در طول زندگی ادامه پیدا می کند و بر سایر جنبه‌ های شخصیتی و رفتاری فرد موثر خواهد بود. اگرچه برخی روان شناسان رشدی در حین مراحل رشد تنها تا مرحله بلوغ جلو رفته ‌اند که زیگموند فروید از جمله آن افراد است، ولی روان شناسان دیگر تداوم رشد را حتی تا دوره سالمندی پیگیری می کنند و وجود آن را تائید کرده ‌اند.

 

اریک اریکسون یک نظام هشت مرحله ‌ای برای رشد آدمی تعیین کرده است. وی این مراحل را مراحل روانی اجتماعی می‌نامد، چرا که بر این باور است که تحول روانی فرد بستگی به روابط اجتماعی خاصی دارد که وی در زمان های گوناگون در سراسر زندگی خود برقرار می‌ کند.

وی معتقد است فرد در هر یک این مراحل با بحران هایی مواجه می‌شود که ناگزیر از حل آنهاست. حل نشدن این بحران ها اغلب مسائلی را برای فرد به وجود می آورد. صمیمیت در برابر کناره‌ جوئی خاص اوایل بزرگسالی و زایندگی در برابر در خود فرورفتگی بحران های دوره میانسالی هستند. توانایی برقراری پیوند های صمیمانه در اوایل بزرگسالی و علاقمندی به امور خانواده، جامعه و نسل آینده به سلامت روان و شخصیت فرد کمک شایانی می کند.

خصوصیات بارز نظریه اریکسون

تمرکز بر انسان سالم نه انسان بیمار
کوشش برای درآمیختن یافته‌ های تجربی و بالینی با بینش تاریخی و فرهنگی، برای توجیه بهتر شخصیت شخص
توجه به حساسیت و اهمیت هویت در شخص
تکیه بر تغییرات رشدی و تکاملی انسان در تمام طول عمر

 

مراحل ۸ ‌گانه نظریه اریک اریکسون

مرحله اول رشد روانی- اجتماعی؛ اعتماد در برابر بی‌اعتمادی (تولد تا ۱ سالگی)

اولین گام در نظریه رشد روانی/ اجتماعی اریکسون بین تولد تا ۱ سالگی ایجاد میشود و بنیادی ‌ترین مرحله در زندگی به شمار میرود. به علت آن که نوزاد به طور کامل وابسته است، رشد اعتماد در او به کیفیت و قابلیت اطمینان کسی که از او پرستاری میکند بستگی دارد. چنانچه اعتماد به صورت موفقیت ‌آمیزی در کودک رشد پیدا کند، او در جهان حس امنیت خواهد داشت.

 

چنانچه پرستار ناسازگار، پس زننده یا از نظر عاطفی غیرقابل دسترس باشد، به رشد حس بی ‌اعتمادی در کودک کمک خواهد کرد. عدم توفیق در رشد اعتماد، به ترس و باور این که جهان ناسازگار و غیرقابل پیش ‌بینی است، منتهی خواهد شد.

 

اریکسون بر این باور بود که، زیربنای شخصیت سالم را احساس اعتماد پایه ریزی میکند. چنانچه کودک حس اعتماد درونی و عمیق داشته باشد، جهان را امن و باثبات و مردم را قابل اطمینان می پندارد. این حس به چگونگی رابطه مادر و کودک و شیوه مراقبت او از کودک وابسته خواهد بود.

 

مرحله دوم؛ رشد روانی – اجتماعی؛ خودگردانی در برابر شرم و تردید (۱ تا ۳ سالگی)

در نظر داشته باشید که دومین مرحله نظریه رشد روانی/ اجتماعی اریکسون در دوران اولیه کودکی صورت می‌گیرد و بر شکل‌ گیری و رشد حس عمیق‌تری از کنترل شخصی در کودکان تمرکز دارد. خودگردانی به احساس تسلط کودک بر خود و تکانه ‌هایش مربوط می‌گردد. کودک در این دوره مستقل از والدین مهارت‌های حرکتی را می‌آموزد.

 

اریکسون همانند فروید عقیده داشت که آموزش آداب دستشویی رفتن، بخش حیاتی و ضروری این فرایند است. اما استدلال اریکسون کاملا با فروید متفاوت بود. سایر رویدادهای حائز اهمیت در این مرحله شامل به دست آوردن کنترل بیشتر بر انتخاب غذا، اسباب ‌بازی و لباس است. کودکانی که این مرحله را با موفقیت پشت سربگذارند، احساس امنیت و اطمینان می‌کنند. در غیر این صورت، حس بی‌ کفایتی و شک به خود در آن ‌ها باقی می‌ ماند.

مرحله سوم؛ رشد روانی – اجتماعی؛ ۳- ابتکار در برابر احساس گناه (۳ تا ۵ سالگی)

اریکسون این دوره را سن بازی نام می گذارد و بر این باور است کودک در این دوره شدیدا اجتماعی شده است. در خلال سال ‌های قبل از مدرسه، کودکان شروع به قدرت نمایی و اعمال کنترل بر دنیای خود از طریق برخی بازی ‌ها و سایر تعاملات اجتماعی می‌کنند. کودکانی که این مرحله را با موفقیت بگذرانند، حس توانایی شخصی و امکان رهبری دیگران را پیدا می ‌کنند. و آن‌هایی که در به دست آوردن این مهارت‌ ها ناکام می ‌مانند، حس گناه، شک به خود و کمبود ابتکار در آن‌ها باقی می‌ ماند.

مرحله ۴ رشد روانی – اجتماعی؛ کوشایی در برابر احساس حقارت (۶ تا ۱۱ سالگی) 

این مرحله، سال ‌های اول مدرسه، تقریبا از ۵ سالگی تا ۱۱ سالگی را در برمی‌گیرد. کودکان از طریق تعاملات اجتماعی شروع به رشد حس غرور نسبت به دستاوردها و توانائی‌های خود می‌کنند. کودکانی که به وسیله والدین یا معلمان تشویق و هدایت میشوند، حس کفایت، صلاحیت و اعتقاد به توانایی ‌های خود در آن‌ها به وجود می‌آید.

 

آن ‌هایی که از سوی والدین، معلمان یا هم‌سن و سال ‌های خود به قدر کافی مورد تشویق قرار نمی گیرند به توانایی خود برای موفقیت، شک خواهند کرد.
مرحله ۵ رشد روانی- اجتماعی؛ ۵- هویت در برابر سردرگمی نقش (۱۱ سالگی تا اواخر نوجوانی)

 

در دوران نوجوانی، کودکان به کشف استقلال خود می‌پردازند و به عبارت دیگر، خود را حس میکنند. آن ‌هایی که به وسیله کاوش ‌های شخصی، تشویق و پشتیبانی مناسبی دریافت کنند، این مرحله را با حس استقلال و کنترل و نیز حسی قوی نسبت به خود پشت ‌سر می ‌گذارند و کسانی که نسبت به باورها و تمایلات خود نامطمئن بمانند، درباره خود و آینده نیز نامطمئن و گم ‌گشته خواهند بود.

اریکسون بر این اعتقاد بود که تکلیف عمده نوجوان کسب هویت است.

یعنی فهمیدن پاسخی به این دو سوال: “من که هستم؟” و “چه می‌کنم؟”

 

اریکسون بحران این دوره را بحران هویت نامید و آن را بخش جدایی‌ناپذیر رشد سالم روانی/ اجتماعی دانست. اریک معتقد بود این دوره را بایستی دوره نقش ‌آزمایی دانست، دوره‌ای که فرد ممکن است برای شکل دادن به مفهوم یکپارچه ‌ای از خود، رفتارها، عقاید و علایق گوناگونی را امتحان کند.

مرحله ۶ رشد روانی- اجتماعی؛ صمیمیت در برابر انزوا (۲۱ سالگی تا ۴۰ سالگی) 

این مرحله، دوران اولیه بزرگسالی، یعنی زمانی که افراد به کشف روابط شخصی می‌پردازند را در بر می‌گیرد.
اریکسون عقیده داشت که برقرار کردن روابط نزدیک و متعهدانه با دیگران ضرورت دارد. کسانی که در این مرحله موفق باشند، روابط مطمئن و متعهدانه ‌ای را ایجاد می کند.

 

این نکته را در نظر داشته باشید که هر مرحله بر پایه مهارت ‌های یادگرفته شده در مراحل قبل بنا می شود. اریکسون بر این باور بود که حس قوی هویت شخصی برای ایجاد روابط صمیمانه و همراه با تعلق خاطر حائز اهمیت است.

 

مرحله ۷ رشد روانی- اجتماعی؛ باروری در برابر بی ‌حاصلی (۴۰ سالگی تا ۶۵ سالگی) 

در دوران بزرگسالی، ما به ساختن زندگی خود مشغولیم و تمرکزمان بر روی شغل و خانواده قرار دارد.
افرادی که در این مرحله موفق باشند، حس می کنند که به وسیله فعال بودن در خانه و اجتماع خود، در کار جهان مشارکت دارند. آن‌ هایی که در کسب این مهارت ناموفق باشند، حس غیرفعال بودن، رکود و درگیر نبودن در کار دنیا را می گیرند.

مرحله ۸ رشد روانی- اجتماعی؛ یکپارچگی در برابر پریشانی و رکود (بالای ۶۵ سالگی) 

این مرحله مربوط به دوران کهن سالی است و بر بازتاب فعالیت ‌های گذشته تمرکز دارد. آن ‌هایی که در این مرحله، موفق نمی شوند حس می کنند که زندگیشان تلف شده و برای گذشته افسوس می خورند. در این شرایط است که شخص با حس یاس و نا امیدی مواجه می شود.

 

می توان اینطور گفت که افرادی که از دستاورد های گذشته خود در زندگی احساس غرور داشته باشند، حس یکپارچگی، درستی و تشخص می کنند. در واقع با موفقیت پشت سر گذاشتن این مرحله یعنی نگاه به گذشته با اندکی تأسف و احساس رضایت کلی. این افراد همان کسانی اند که خردمندی را کسب می کنند، حتی در مواجهه با مرگ … 

 

دسته بندی : بیوگرافی

برچسب ها:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کپی رایت 2020 جادوی باور
تمامی حقوق وب سایت متعلق به جادوی باور می باشد.
Whatsapp
phone